انگار هيچ چيز نمي تواند خلا دروني ام را التيام بخشد.و اين حفره دروني
روز به روز عميق تر و هولناک تر ميشود..سخت مي گذرد و دلخوشي ها
خيلي زودتر از پيش مرا دلزده ميکند....اين به خاطر آن است که هيچگاه
حتي از کودکي شخصيت منسجم و قوي و جسور و آگاهي را نداشتم..انگار
از همان کودکي دنيا را يک جور هايي کج و کوله و بي قواره و خشن و
التهاب آور و سست و بي ثبات و دردناک مي ديدم..و اين داستان عليرغم
تمام جسارت ها و تغيير ها زير پوستي جريان داشته..خودم هم ميدانم
که با از دست دادن روحيه ام ،اين شرايط سخت ،افتضاح آميزتر شده..
دوست و ارتباط با او حماقتي است که ته نداردو شرايط سخت کاري جدا
از دست درد ،روح و روانم را کاملا از هم پاشيده...افسردگي شاخ و دم
ندارد که وضعيت همين روزها و شب هاي من است...و البته به جاي يک
قدم به جلو ده قدم به عقب سر ميخورم.انگار قسم خورده ام که خودم را
بکشم..
برچسب: w r james,w r joseph guitar,w r journey,w r jacks,w r jones,w r johnson,w r jackson & son,w r jeings artist,w r jack ltd,w r jenkins armagh,
نویسنده: ابوالفضل رضاپور