باید تا دیر نشده از این کار مزخرف بیرون بیایم...کار فقط برای پول مثل تن
دادن به لجن است...
جلسه دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری کمی مرا زنده کرد..
احساس می کنم درونم آتشفشانی است که تمام وجودم را می گدازد .چیزی
میخواهم خنک که کمی بتوانم نفس بکشم...
شجریان برگشته و من فکر می کنم صدایش توی این روزهای بیهوده تنها چیزی
است که مرا سراپا نگه میدارد...
برچسب: شجریان,شجریان سرطان,شجریان ربنا,شجریان همایون,شجریان دلشدگان,شجریان بیداد,شجریان سعدی,شجریان آپارات,شجریان با من صنما,شجریان و گوگوش,
نویسنده: ابوالفضل رضاپور