
کتاب گرفتم.سری به آرایشگاه زدم.رفتم کوه اما حالم خوب نشد... شاید دارم اشتباه می کنم ولی احساس میبینم که جامعه دارد به قهقرا سقوط می کند..از سیاست گرفته تا محیط زیست.از تالاب های خشکیده گرفته تا حقوق های نجومی ..از فساد و سوء مدیریت گرفته تا جهالت و خرافه پرستی و از من گرفته تا من ...میدانم بیش از پیش در لاک درونگرایی خود فرو رفته ام و مغزم از هجوم همه این فشارها انگار دارد ذوب می شود.مدتهاست که دیگر کوه حالم را خوب نمی کند ...حرف ها و رفتارهای دوست !برایم مشمءز کننده شده و مدام از او فرار می کنم..چون رابطه ما بسیار مضحک و بیهوده است و... شاید تنها چیزی که م...
ادامه مطلب