.....آوایی ست

متن مرتبط با «سیلویا پلات شعر پدر» در سایت .....آوایی ست نوشته شده است

سیلویا پلات

  • نیلوبلاگ

    از کارم لذت نمی برم... محیط و جو کاری باعث شده بیش از پیش در لاک خود فرو روم.و درونگرایی ام تشدید شده...در تمام این 8 ساعت تعداد جمله هایی که می گویم از تعداد انگشتان دستم تجاوز نمی کند.. و دوست آخرین چیزی است که به فکرش می افتم... نگران پسرک هستم..مدرسه او را به خاطر نرسیدن معدل به 18 ثبت نام نکرد و...گاه فکر می کنم ده سال دیگه که به این روزها فکر می کنم چه حسی دارم... شاید کوه فردا کمی سرحالم کند.. ماه کامل و از پنجره آسمان این آخرین غروب های شهریور را که رنگ پاییز دارد را روشن می کند و ...همیشه حس می کنم این فصل ،در انتهای تابستان و اوایل مهر و آذر همان یک ذره...

    ادامه مطلب